..::About Wolf and Evil::..
اینجا محل زندگی نفرین تاریکی هاست
دوستان عزیز این مقاله در ادامه مطالب قبلهست
که برگرفته از جندتا مقاله دیگه در همین رابطه که من خلاصه ای از اونها رو قرار میدم.
شيطانپرستي
در ايران مقدمه شیطانپرستی
جدید آیینی است دارای شباهتهایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و
او را تنها در برابر خود مسئول می داند: آنتون لاوی یکی از سردمداران این آیین میگوید:
" خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران کباب میشوند
هم نیست . اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا
و حالا فرصت ماست ! این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهاییبخشی نیست !
" شیطانپرستی
جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهننماد (archetype) میداند و انسانها
را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند
راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد
فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی
، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این
اعتقاد دارای شاخههای متعددی است اما میتوان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای
اصول زیر هستند: Atheism:
خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد. Not
dualistic: روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر
و شر وجود ندارد. Autodeists:
خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست. Materialistic:
اعتقاد به اصالت ماده. - وابسته
به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است . - ضد مذهب
بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند. - عدم
پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. - اعتقاد
به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا
لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده میکنند و به هر شکلی انجام
آنها لازم و ضروری است . شيطانپرستي
در ايران شيطانپرستي
در ايران تنها از طريق موسيقي بلكمتال طرفداراني را جذب خود كرده است و دليل
گرايش برخي جوانان به آن نيز نفوذ اين موسيقي به داخل كشور است. اين نوع
شيطانپرستي از طرف شيطانپرستان حقيقي با نام شيطانپرستي تفنني شناخته ميشود؛
چرا كه بعضي از خصوصيات و اصول شيطانپرستي كليسايي را دارا نبوده و بيشتر محصول
صنعت موسيقي و جذابيتهاي نمايشي همراه با آن است. البته
ناگفته نماند كه در ايران تعداد كمي شيطانپرست واقعي يا كليسايي نيز وجود دارد كه
عموما از نظر سني بالاي 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند. آنها در
تلاش هستند برخلاف شيطانپرستان موسيقيايي، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ايران
و خارج از آن گروههايي هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شيطانپرست
شناخته ميشوند. اين دسته گروههايي هستند كه رويكرد خاصي به خدا و اديان دارند و
اصلا گرايشات شيطاني ندارند. مثلا گروههاي ضدمسيحي كه عدهاي از آنها منكر وجود
حضرت مسيح نيستند و با مسيحيت رواج يافته در عصر حاضر مشكل دارند. اين گرايشها در
مورد اديان ديگر هم صادق است. در مورد خدا نيز عدهاي هستند كه اصلا گرايشات
شيطاني نداشته بلكه ديدگاههاي خاصي درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهي كه طبيعتپرست
هستند و... بهتر است
علاقهمندان موسيقي متال را به 2 گروه عمده تقسيم كنيم: 1 - گروهي
كه علاقهمند به موسيقي متال هستند ولي شيطانگرا نيستند. اين گروه ممكن است هرگز
وارد جريانهاي شيطانگرا نشده باشند يا اين كه زماني در گذشته آن هم در سنين
جواني وارد گروههاي شيطانگرا شدهاند، ولي در حال حاضر گرايشات شيطاني ندارند. اين گروه
عموما از نظر سني، تحصيلات و وجهه اجتماعي در سطح بالاتري از گروه دوم قرار دارند. اين گروه
بيشتر از آن كه شيطانگرا باشند، افراد فاقد گرايشات مذهبي و عده زيادي از آنها
لائيك هستند. اين گروه
در كشور بيشتر در بين نويسندگان، نوازندگان يا خوانندگان حرفهاي اين موسيقي ديده
ميشوند و بيشتر فعاليتهاي تبليغي يا فرهنگي موسيقي متال توسط اين گروه انجام ميپذيرد. اين افراد
كمتر در پارتي يا پاركها يا فعاليتهاي گروهي شركت ميجويند و رفتارهاي ضداجتماعي
و ضداخلاقي در بين آنها كمتر ديده ميشود. اين افراد بيشتر در حد لباس و مد و تيپ
با گروه دوم شباهت دارند و سعي دارند از برخوردهاي جلف و نمايشي پرهيز داشته
باشند. 2 گروهي
كه علاقهمند به موسيقي متال و شيطانگرا هستند. اين گروه به قول افراد گروه اول،
غيرحرفهاي هستند چرا كه با اين موسيقي برخورد محتوايي دارند و بيشتر جذب نمايشها
و شوهاي همراه با اين موسيقي شدهاند موسيقي
متال در ايران موسيقي
متال از سالها پيش همزمان با شيوع اين موسيقي در ديگر كشورهاي جهان در داخل وجود
داشته است. براي مثال فيلم پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي نشان ميدهد كه بعد از
انقلاب در تهران در سالهاي حدود 1363 كليپهاي شيطاني گروه آيرن ميدن به فروش ميرفته
است. به طور
جدي اين موسيقي از سالهاي 1370 به بعد در داخل (بيشتر تهران) جايگاه ويژهاي را
بين مخاطبان باز ميكند. فيلم سراب
محصول روايت فتح، شاهد خوبي براي اين ادعاست. در اين فيلم نشان داده ميشود كه حتي
خودزني، يا بيديني يا حتي موسيقي رپ در سال 1372 رواج داشته است. در فيلم
با دختري مصاحبه شده كه او ميگويد: خدا را قبول ندارد و براي جرايمي كه تا الان
مرتكب شده است، اعدام مجازات كمي است منظور اين
است كه شايد در آن زمان بيديني و دينگريزي همراه با مسائل ديگري مثل خودزني،
خونخواري و... به صورت محدود در كشور وجود داشته ولي شيطانگرايي به صورت امروزين
آن، به شكلي كه مثلا جوانان علاقهمند اقدام به راهاندازي گروه يا تشكيل ميتينگ و
پارتي كنند، وجود نداشته است. در آن
زمان اين موسيقي بيشتر از آنكه با سبكهاي پرخطري مثل بلك متال در كشور رايج
باشد، با سبك هوي متال و آن هم گروههايي مثل متاليكا طرفداراني داشته است. ميتوان
گفت كه جرقههاي شيطانپرستي از زماني در كشور زده ميشود كه جوانان در مورد اين
موسيقيها به وسيله كتاب يا نشريات، تغذيه فرهنگي ميشوند. از حدود
سالهاي 1373 به بعد كمكم كتابها و نشريات از موسيقي متال سخن ميگويند تا اين
كه از سالهاي 1375 به بعد موج گستردهاي
از كتابهاي اشعار اين گروهها وارد بازار ميشود. بعد از انتشار كتابها چند
اتفاق عمده رخ ميدهد: 1 -
اطلاعات علاقهمندان نسبت به موسيقي بالا رفته و به صورت سازمان يافتهتر عمل ميكنند. 2 - تمايل
جوانان براي تشكيل گروههاي موسيقي و غيرموسيقي بيشتر ميشود و به عبارتي، علاقهمندان
در گرايش به اين موسيقي همگراتر ميشوند. همزمان با
انتشار كتابها، آموزش و يادگيري اين موسيقي و به دنبال آن كنسرت دادن و اجرا
گذاشتن نيز شروع ميشود. در كنار انتشار كتابها و اجراي كنسرتهاست كه ميتينگهاي
گفتگو يا افرادي مانند ليدر يا سرگروه خود را نشان ميدهند. کتاب رقص شیطان مربوط به اشعار متالیکا ليدر در
گروه كسي است كه از نظر اطلاعات موسيقيايي و اعتقادي يا از نظر داشتن آرشيو صوتي
تصويري گروههاي مختلف موسيقي از بقيه قويتر است. البته در خود علاقهمندان اصلا
چنين اصطلاحي يا معادل آن وجود ندارد. ولي معمولا در اين گروهها علاقهمندان تحت
نظر فردي به فعاليت ميپردازند كه واجد يكي از دو خصيصه بالاست. ميتينگها هم جايي
هستند براي تبادل نظر يا بحث و گفتگو يا به قول خود علاقهمندان محل «كلكل كردن». در ميتينگها
علاقهمندان به اطلاعات فروشي اقدام ميكنند و در نشان دادن قدرت خود به اعضا يا
گروههاي ديگر به رقابت ميپردازند. محل
ميتينگها عموما فضاهاي سر باز مانند پارك و ... ميباشد. اين محلها در هر شهر يا
منطقه جاهاي شناخته شده و مشخصي هستند. محل ميتينگها كه از آنها به عنوان پاتوق
هم ياد ميشود، عموما از طريق نيروهاي امنيتي شناخته شده، هستند ولي عملا در اين
مناطق امكان از بين بردن پاتوقها وجود ندارد. چرا كه برخورد نيروهاي انتظامي يا
امنيتي موقتي و موضعي است و اين برخوردها نيازمند برخورد همزمان از طرف خانواده و
مسوولان است. عموما
علاقهمندان از طريق اينترنت از زمان و مكان ميتينگ با خبر ميشوند و به صورت آفلاين
يكديگر را مطلع ميسازند. بعضي از مواقع تعداد افراد حاضر در ميتينگ به 50 تا 150
نفر هم ميرسد. البته بعضي از ميتينگها در خانههاي علاقهمندان نيز برقرار ميشود
| Design By : MetalSaman |



